دلم تنگ است !

نمی دانم...

ز تنهایی پناه آرم کدامین سوی؟

پریشان حالم و بی تاب می گریم

و قلبم بی امان محتاج مهر توست

نمی دانی ...

چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم من

به دنبال تو همچون کودکی هستم

و معصومانه می جویم پناه شانه هایت را

که شاید اندکی آرام گیرد دل

دلم تنگ است و

تنهایی

به لب می آورد جانم...

....................................................................................................

تورا

از چنگ هيچ عابری

از خيال هيچ شاعری

ندزديدم

که تاوان آن


اين همه تنهايی باشد.......