تنهایی
دلم تنگ است !
نمی دانم...
ز تنهایی پناه آرم کدامین سوی؟
پریشان حالم و بی تاب می گریم
و قلبم بی امان محتاج مهر توست
نمی دانی ...
چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم من
به دنبال تو همچون کودکی هستم
و معصومانه می جویم پناه شانه هایت را
که شاید اندکی آرام گیرد دل
دلم تنگ است و
تنهایی
به لب می آورد جانم...
....................................................................................................
تورا
از چنگ هيچ عابری
از خيال هيچ شاعری
ندزديدم
که تاوان آن
اين همه تنهايی باشد.......
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 18:13 توسط
|