هرگز قضاوت نکنید

پس از رسيدن يک تماس تلفنی برای يک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بيمارستان شد ،او پس از اينکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهايش را عوض کرد و مستقيم وارد بخش جراحی شد .

او پدر پسر را ديد که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود. به محض ديدن دکتر، پدر داد زد: چرا اينقدر طول کشيد تا بيايی؟ مگر نمي دانی زندگی پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس مسئوليت نداری؟

پزشک لبخندی زد و گفت: متأسفم، من در بیمارستان نبودم و پس از دريافت تماس تلفنی، هرچه سريعتر خودم را رساندم  و اکنون، اميدوارم شما آرام باشيد تا من بتوانم کارم را انجام دهم .

پدر با عصبانيت گفت:آرام باشم؟! اگر پسر خودت همين حالا توی همين اتاق بود آيا تو ميتوانستی آرام بگيری؟ اگر پسر خودت همين حالا مي مرد چکار مي کردی؟

پزشک دوباره لبخندی زد و پاسخ داد: من جوابی را که در کتاب مقدس انجيل گفته شده ميگويم از خاک آمده ايم و به خاک باز می گرديم، شفادهنده يکی از اسمهای خداوند است ، پزشک نميتواند عمر را افزايش دهد ، برو و برای پسرت از خدا شفاعت بخواه ، ما بهترين کارمان را انجام می دهيم به لطف و منت خدا .

پدر زمزمه کرد: (نصيحت کردن ديگران وقتی خودمان در شرايط آنان نيستيم آسان است )

عمل جراحی چند ساعت طول کشيد و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بيرون آمد  خدا را شکر! پسر شما نجات پیدا کرد

و بدون اينکه منتظر جواب پدر شود، با عجله و در حاليکه بيمارستان را ترک می کرد گفت : اگر شما سؤالی داريد، از پرستار بپرسيد

پدر با ديدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک پزشک ديد گفت: چرا او اينقدر متکبر است؟ نمی توانست چند دقيقه صبر کند تا من در مورد وضعيت پسرم ازش سوال کنم؟

پرستار درحاليکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد : پسرش ديروز در يک حادثه ی رانندگی مرد ،وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتيم، او در مراسم تدفين بود و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد با عجله اينجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند.

هرگز کسی را قضاوت نکنيد چون شما هرگز نميدانيد زندگی آنان چگونه است و چه بر آنان ميگذرد يا آنان در چه شرايطی هستند.

بخندبم

بابام حسرت زمان باباش را میخورد،
منم حسرت زمان بابام،
اما اگه پسر من بخواد حسرت زمان منو بخوره،
همچین با پشت دست میزنم تو دهنش، که نفهمه از کجا خورده.

***

رتبه اول سوانح رانندگی دنیا رو داریم ولی تا سپر 2تا ماشین میخوره به هم 2000 نفر جمع میشن با تعجب نگاه میکنن!!!

*** 

یه يخچال نو خريدم، يخچال قديميه رو گذاشتم دم در روش نوشتم: رايگان! هركسي خواست، ببره.
هر روز ميومدم مي ديدم يخچال سر جاشه!
دو سه روز گذشت ديدم اينطوريه رو يخچال نوشتم: براي فروش، 50000 تومان!
فردا صبحش اومدم ديدم يخچال رو دزديدن!

***
 
بابام داشت روزنامه ورزشی میخوند یهو دیدم بغضش ترکید، گفتم چی شده؟ گفت: داشتم روزنامه میخوندم دیدم نوشته «سردار رویانیان به همراه سردار زارع برای صحبت کردن رفتن پیش سردار عزیز محمدی»، یهو یاد عملیات فتح المبین افتادم!
>تازه سردار آجرلو (مدیرعامل استیل آذین) و سردار جعفری (مدیر عامل تراکتور) و سردار اولیایی (مدیرعامل پاس) پشت خاکریز گیر افتاده بودن و به جلسه نرسیدن!!!!!

***

جالب است هواپيمای جاسوسی آمريکا با اين همه سيستم رادار گريز و... شناسايی و شکار می‌شود ولی کاروان مواد مخدر وارد کشور می‌شود...
[روزنامه خراسان - ستون حرف مردم]
 
***
داشتیم تو خیابون قدم می زدیم كه یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا كه یكى عمودى یكى افقى رو هوا بود... خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف، كه در این هنگام راننده پیاده شد و در كمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟
یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالی كه به سختى نفس می كشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم!
راننده گفت: نمكدون! منظورم اینه كه می خواى زنگ بزنم اورژانس؟
یارو گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا
 كارشناسى كنن صحنه پنالتى بود یا نه!

***
خانه ی سينما رو تعطيل كردين، جدايي نادر از سيمين افتخار آفريد...
خوب بزنيد اين فدراسيون فوتبال رو هم تعطيل كنين، شايد قهرمان جام جهاني شديم!!

***
پاسخ دکتر حسابی
یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم . دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هوا کنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند.

***
ﻭﻗﺘﻲ 5 ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ آﻻﺭﻡ ﻣﻮﺑﺎﻳﻞ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﻣﻲ ﺷﻢﻭ آﻻﺭﻡ ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﻴﻜﻨﻢ
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ ﺑﻤﺐ ﺧﻨﺜﻲ کردم

ممنون ازنگاهتون

باهم بخندبم

بچه 9 ساله الان
کامپیوتر داره
اینتزنت داره

فیسبوک داره
توییتر داره
ایکس باکس داره
پی اس تری داره
آیفون داره
ویدیو سی دی داره
موبایل داره
آیپاد داره...

بچه 9 ساله زمان ما
دفتر نقاشی داشت
خمیر بازی داشت
دبرنا بازی میکرد با نخود و لوبیا
توپ دو لایه میکرد که حس توپ چهل تیکه بهش دست بده
گل یا پوچ، چشمک، شاه دزد وزیر، اسم فامیل، خر پلیس، هفت سنگ
دیگه فوق فوقش یه آتاری یا میکرو با کلی التماس براش میخریدن.



دیروز رفتم بقالی سر کوچمون یه دختر و پسر دوقلو خوشگل کوچولو تو بقالی بودن
بعدش من لپای دختررو کشیدم گفتم اسمت چیه ؟
پسره عصبی شد گفت زهرا اسمتو بهش نگو

وقتی میس‌کال برام می‌افته ۵% دلیل ِ چک کردنم اینه ببینم کی بوده!
۹۵%ش واسه اینه که اون آیکون میسکال بالای گوشی بره


قدیما خیلی باحال بود ولی ما نبودیم
بعدنا هم خیلی باحاله ولی ما نیستیم !


انقد بدم میاد از اینایی که یه ساعت داری با عشق حرف می زنی
همین که ساکت میشی در میاد میگه من الان باید برم
بعدا راجع بهش حرف می زنیم…احساس بوق بودن می کنه آدم 


رفتم تو دکه روزنامه خبر بخرم
یه زنه اومده میگه آقا ببخشید آدامسه موزی دارید؟
مرده یه آدامس موزی بهش داده، زنه میگه نه یه طعم دیگشو میخوام

فک و فامیله داریم؟
عموم میخواد منو نصیحت کنه، میگه: عزیزم مراقب باش، به هرکسی اعتماد نکن. مردم 360 درجه با همدیگه فرق می کنن!!!!!
آخه یکی نیست بگه عمو جان، دلبندم، 360 درجه که دوباره خودشون میشن!!!!

مامان بزرگم گفت واسه منم فیسبوک بساز ببينم چيه اين فیسبوک كه تو رو از كارو زندگی انداخته هیچی دیگه از ساعت 6:30 شروع كرديم، هنوز نتونستم بهش بگم موس چيه ...!

رتبه ارشد پسرداییمو سه رقم سه رقم از راست جدا کردیم که بتونیم بخونیمش!!

زنگ خانه خالمو ميزنم شوهر خالم پشت آيفون ميگه:
الو بفرماييد!
با مامانم رفتيم مغازه تعميرات تلفن كه تلفن بي سيم خونرو بديم درست كنن. يارو تلفن زده به پيريز بعد با موبايلش زنگ زد كه ببينه زنگ ميخوره يا نه. تلفن كه زنگ خورد مامانم به من ميگه اين آقاهه شماره مارو از كجا داشت؟

به خالم که آمریکا زندگی میکنه با کلی ذوق و شوق گفتم: خاله من خیلی دوس دارم بیام اونجا زندگی کنم. برگشته میگه: خب اینجا کسی رو داری بری پیشش؟

اعتراف...............

اعتراف می کنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تلویزیون رو خاموش  می کردم تا کارتون تموم نشه و بعد می آمدم گریه می کردم به مادرم می گفتم کار تو بود روشن کردی کارتون تموم شد!

اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت: املاها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفی می بینم کی به حرفام گوش می ده... از اون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام: امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کدوم وسیله ها دست زد؟ بیشتر هم به دریچه کولر شک داشتم!

کلاس اول دبستان بودم سر درس "ص" وقتی داشتم مشقاشو می نوشتم به ذهنم رسید ما تو زبان عامیانه می گیم "بارون" اما کتابیش می شه "باران"، پس صابون هم لابد صابان هست اصلش! از این نبوغ خودم کیف کردم، همه مشقامو نوشتم صابان! فرداش معلممون به شدت نبوغمو برد زیر سوال!

اعتراف می کنم بار اول که یه بز از نزدیک دیدم بچه بودم، از ترس بهش سلام کردم بعد فرار کردم.

اعتراف می کنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام، تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه! تازه هی چند بار پشت سر هم این کار رو کردم، چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد! 

اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونه تون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از  یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیامد تازه شاهکارم برای خانواده معلوم شد!

اعتراف می کنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یهو مدیر عامل از تو اتاق خودش >> گفت: امیـــــــر جووون... بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی می خوامـــت... گفتم منم  همین طور... گفت پیش ما نمیای؟ گفتم چرا، حتماً... از پشت میزم بلند شدم برم توی اتاقش. به در اتاقش که رسیدم دیدم داره  تلفنی با دوستش حرف می زنه و من از شدت ضایعگی دیوار رو گاز گرفتم...

چند روز پیش دختر خالم گوشی  موبایلش رو خونه ما جا گذاشته بود... بهش  اس ام اس زدم: گوشیتو جا گذاشتی!

اعتراف می کنم یکی از معضلات دوران بچگیم این بود که چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتونی که اشک هاشون به دوطرف پرت می شد گریه کنم! کلی تلاش می کردم موقع گریه کردن مثل اونا باشم.  مثلا سرمو بالا بگیرم دهنمو باز کنم یا چشامو تنگ کنم! ولی باز هم جواب نمی داد

ممنون ازنگاهتون

منبع:ایمیل

چمدان دوست داشتنت را برایت پس می فرستم

دیگر

شمال بروی

جنوب بیایی

از غرب طلوع کنی

از شرق غروب

شق القمر کنی

یا در آتش گلستان بیافرینی

دیگر فرقی ندارد

طعمت از خاطره ام پاک شده

چمدان دوست داشتنت را برایت پس می فرستم

از راهی که آمدی برگرد

 


عشق من  ایران من

وصیت نامه عجیب حسین پناهی

زندگینامه حسین پناهیاجتماعی | وصیت نامه عجیب حسین پناهی روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست

 

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک ‌کاری کنند.

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم !

خشم پدر

به نام هستي بخش عالم
مردي در حال پوليش كردن اتو مبيل جديدش بود كه كودك نه ساله اش تكه سنگي را برداشت و بر روي بدنه اتو مبيل خطوطي انداخت.
مرد انچنان عصباني شد كه دست پسر را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون انكه به دليل خشم متوجه شده باشد كه با اچار پسرش را تنبيه كرده است.

در بيمارستان به سبب شكستگي هاي فراوان چهار انگشت دست پسر قطع شد.
وقتي كه پسر چشمان اندوهناك پدر را ديد از او پرسيد:(پدر كي انگشت هاي من در خواهند امد؟)
ان مرد انقدر مغموم بودكه چيزي نتوانست بگويد به سمت اتو مبيل برگشت و چندين بار با لگد به ان  زد.
حيران و سرگردان از عمل خويش روبروي اتو مبيل نشسته بود و به خطوطي كه پسرش روي ان انداخته بود نگاه مي كرد.
او نوشته بود((دوستت دارم پدر))


اندکی فکر کن........

 

به آنهایی فکرکن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه وخداحافظی رانیافتند.....

به آنهایی فکرکن که صبح درحال خروج از خونه گفتن:
"روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد.

به بچه هایی فکر کن که گفتند :
"مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند.

به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.

به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند
و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود، و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.

من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ،
ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند، سوگواری می کنم.

من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که :
آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،
و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،
گریه می کنم.

به افراد دور و بر خود فکر کنید ...

کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،
در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.

قدر لحظات خود را بدانید.

حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛
زیرا اگر دیگر آنها نباشند،
برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود !

"دیروز"
گذشته است؛

و

"آینده"
ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.

لحظه "حال" را دریاب
چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.

اندکی فکر کن ...

 

 و هنوز انتظار می کشند.

به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.

به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند
و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود، و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.

من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ،
ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند، سوگواری می کنم.

من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که :
آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،
و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،
گریه می کنم.

به افراد دور و بر خود فکر کنید ...

کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،
در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.

قدر لحظات خود را بدانید.

حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛
زیرا اگر دیگر آنها نباشند،
برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود !

"دیروز"
گذشته است؛

و

"آینده"
ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.

لحظه "حال" را دریاب
چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.

اندکی فکر کن ...

من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست

من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست

كنج هر ديوارش

دوستهايم بنشينند آرام

گل بگو گل بشنو

هر كسي مي خواهدوارد  خانه پر عشق وصفايم گردد

يگ سبد بوي گل سرخ به من هديه كند

شرط وارد گشتن

شست وشوي دلهاست

شرط آن داشتن

يك دل بي رنگ ورياست

بر درش برگ گلي مي كوبم

روي آن با قلم سبز بهار

مي نويسم اي يار

خانه ما اينجاست

تا كه سهراب نپرسد دگر

خانه دوست كجاست

فريدون مشيري

منبع:کلام شیرین

بچه که بودیم............

بچه که بودیم ،چه دل های بزرگی داشتیم 

اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم

کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را می توان از نگاهش خواند.

کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم

کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود

کاش قلب ها در چهره بود

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی هم نمیفهمد

و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم.

سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست

سکوتی را که یک یک نفر بفهمد بهتر از هزار فریادی است که هیچ کس نمیفهمد.

سکوتی که سرشار از ناگفته هاست

ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد

دنیا رو ببین...

بچه که بودیم از آسمون بارون میومد

بزرگ که شدیم از چشمامون!

بچه که بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن

بزرگ که شدیم هیچکی نمیبینه

بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم

بزرگ که شدیم تو خلوت.

بچه که بودیم راحت دلمون نمیشکست

بزرگ که شدیم خیلی آسون دلمون میشکنه. 

بچه که بودیم همه رو 10 تا دوست داشتیم

بزرگ که شدیم  بعضی ها رو هیچی بعضی هارو کم بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم.

بچه که بودیم قضاوت نمیکردیمو همه رو یکسان بودن

بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه.

کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتیم.

بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می کردیم 1 ساعت بعد از یادمون می رفت

بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سال ها تو یادمون مونده و آشتی نمیکنیم.

بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم میشدیم

بزرگ که شدیم حتی100 تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه. 

بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگترارو درمی آوردیم 

بزرگ که شدیم همش تو خیالمون برمیگردیم به بچگی.

بچه بودیم درد دل ها رو به هزار ناله میگفتیم همه میفهمیدند

بزرگ شده ایم درد دل رابه صد زبان به کسی میگوییم ...هیچکس نمیفهمد.

بچه که بودیم دوستیامون تا نداشت

بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره.

بچه که بودیم بچه بودیم

بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم

 

فرمولی کوتاه از عجایب ریاضی

فرمولی کوتاه از عجایب ریاضی

  73× سن شما× 13837 

امتحان
كنید، نتیجه جالب است

 

ممنون ازنگاهتون

خودمونی

راننده تاکسی اسکناس مچاله روازدستم گرفت وگفت یه نفری؟

بیحوصله گفتم خیلی وقته............

خدایایابرگردون عقب یاخیلی بزن بره جلو

اینجای زندگی خیلی دلم گرفته

عجیب ترین و خنده دار ترین قوانین جهان

۱/ جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.

۲/ تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای ۱۵ برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.

3/ مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال ۷۹ در عراق ممنوع بود.

4/ در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.

5/ در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.

6/ در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.

7/ در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک کردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.

8/ در سال ۱۸۸۸ در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.

9/ در قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.

10/ تا سال ۱۹۸۴، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست ۱۵۰۰ نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.

11/ در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.

12/ اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال ۱۷۸۷ حذف کرد.

13/ در انگلستان، سر لاشه هر نهنگی که پیدا شود متعلق به پادشاه است و دم آن متعلق به ملکه.

14/ در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.

15/ در ویکتوریای استرالیا، تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق را دارند.

16/ در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوی عکس ملکه، نشانگر خیانت و پیمان شکنی با سلطنت است.

17/ در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعی را دارند.

18/ در واشنگتون، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.

19/ در اوهایو آمریکا, ماهیگیری در زمان مستی ممنوع است.

20/ در میامی آمریکا، تقلید کردن رفتار جانواران ممنوع است.

21/ زمانی در کشور سوئیس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب می آمد.

22/ در روآتای ایتالیا، عبور افراد غیر مسیحی از ۲۰ متری کلیسا ممنوع است. اما عبور بزرگراهی از فاصله ۱۵ متری کلیسای آن منطقه موجب دردسر پلیس شده بود، زیرا امکان توقف حودرو ها در آن منطقه بزرگران برای چک کردن مسیحی بودن یا نبودن شان وجود نداشت.

23/ در سوئیس داشتن یک پناهگاه برای شهروند الزامی است.

24/ در لینوئیس آمریکا دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است.


بستنى با شکلات

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟
خدمتکار گفت: ۵٠ سنت

پسر کوچک دستش را در جیبش کرد ، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد . بعد پرسید: بستنى خالى چند است؟
خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده‌اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت : ٣۵ سنت
پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت:

براى من یک بستنى بیاورید.
خدمتکار یک بستنى آورد و صورت‌حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، گریه‌اش گرفت. پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، ١۵ سنت براى او انعام گذاشته بود

تا حالا دقت کردین که؟؟؟!!


تا حالا دقت کردین وقتی‌ توی یه جمعی‌ یکی‌ میگه اون تلویزیون و کمش کن ،یکی‌ دیگه از اونور میگه اصلا

خاموشش کن . . . !


 

******************

 

تا حالا دقت کردین وقتی واسه دل خودت موهاتو درست میکنی چقدر خوشگل میشه ولی وقتی میخوای بری مهمونی یا عروسی بعد از ۳ ساعت کلنجار رفتن شبیه خربزه میشی؟

 

******************

 

تا حالا دقت کردین یکى از سرگرمى هاى خاص مردم ایران اینه که :وقتى از مطب دکتر میان بیرون،حساب کنن ببین این دکتره روزى چقد درآمد داره ….

 

******************

 

تا حالا دقت کردین که روزای هفته اینجوری میگذره :

شــــــــــــــــــــــنبـــــ ـــــــــــــــه

یــــــــکشــــــــنبـــــــــ ــــــــــه

دوشـــــــــــــنبــــــــــــ ـــــــه

سه شـــــــنبـــــــــــــــــه

چـــهـــار شنبـــــــــــــه

پنجشنبه جمعه!!!

 

******************

 

تا حالا دقت کردین چقدر حرص آوره که سر غذا دقیقا اون چیزی رو بر میدارن که تو کلی تو ذهنت واسش نقشه کشیده بودی

 

******************

 

تا حالا دقت کردین ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﻭﻥ ۵ ﺩﻗﯿﻘﻪﯼ

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻻﺭﻡ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻪ !!

 

******************

 

تا حالادقت کردین وقتی داری درس میخونی و به یه صفحه عکس دار میرسی چه حالی میکنی که اون صفحه نصفست…!

 

******************

 

تاحالا دقت کردین وقتی احساس میکنین گم شدین اول ضبط ماشین رو کم میکنین!

 

******************

 

تا حالا دقت کردین تا آرایشگر روپوش و میندازه رومون دماغمون خارش میگیره؟!

 

******************

 

تا حالا دقت کردین وقتی سوهان میخوری ۹۵%ش میره لای دندونات و فقط ۵%ش نصیب معدت میشه؟!

 

******************

 

تا حالا دقت کردین

همه به چراغ راهنمایی میگن چراغ قرمز.

 

******************


تا حالا دقت کردین وقتی خودکارت قطع میشه یه جا دیگه تستش میکنی مینویسه، ولی دوباره جای قبلیش میخوای بنویسی نمینویسه !!!!!!

 

******************


تا حالا دقت کردین که آدم و حوا ایرانی بودن؟

آدم و حوا می تونستن هر میوه ای رو بخورن، اون همه موز و کیوی و توت فرنگی و نارنگی و پرتقال و انار و خیار، این وسط وقتی بهشون می گفتن یک کاری نکنید، مثلا سیب گاز نزنید، عدل رفتن همون سیب رو گاز زدن. غیر از یک ایرانی کی این همه لجبازی می کنه؟

 

******************

 

تا حالا دقت کردین یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی…

همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون تازه میفهمی چه غلطی کردی

 

******************

 

تا حالا دقت کردین تو کل کل‌های ایرانی‌ها، همیشه همه برای خودشون متاسفند!؟

 

******************


تا حالا دقت کردین گوشیتو چک میکنی ببینی ساعت چنده ، بعد مجبور میشی دوباره چک کنی چون دفعه اول اصلا" دقت نکرده بودی

 

******************

 

تا حالا دقت کردین که قیمت بیسکوییت رنگارنگ همون 100 تومان مونده؟؟؟

ممنون ازنگاهتون

چه میخواهی توازجانم؟

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه میخواهی توازجانم؟


مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

 

 

 

نامم را پدرم انتخاب کرد فامیلم را اجدادم...دیگر بس است راهم را خودم انتخاب خواهم کرد!


شعر عاشقانه  جاهلانه

چه حقیرند مردمی که نه جرات دوست داشتن دارند و نه اراده ی دوست نداشتن و نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن و مدام شعر عاشقانه می خوانند.

آنتی سرقت

اگر سارقان شما را وادار کردند که از کارت عابر بانکتان پول بگيرند شما رمز

کارتتان را به صورت معکوس (يعني از آخر به اول) وارد کنيد مثلا اگر کلمه

عبور شما 1254 ميباشد شما عدد 4521 را وارد کنيد. با اين کار عابر بانک

به شما پول ميدهد ولي در عين حال دستگاه به صورت خودکار پليس را در

جريان سرقت قرار ميدهد. اين قابليتي است که تمام دستگاههاي خودپرداز

دارند ولي اکثر مردم از آن بي خبرن

داستان کوتاه بیسکوئیت...

زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد و بر روي يک صندلي نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.

مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه مي‌خواند. وقتي که او نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت. پيش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد.

ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکوئيت برمي‌داشت، آن مرد هم همين کار را مي‌کرد. اينکار او را حسابي عصباني کرده بود ولي نمي‌خواست واکنشي نشان دهد. وقتي که تنها يک بيسکوئيت باقي مانده بود، پيش خود فکر کرد : حالا ببينم اين مرد بي‌ادب چکار خواهد کرد؟ مرد آخرين بيسکوئيت را نصف کرد و نصفش ديگرش را خورد. اين ديگه خيلي پرروئي مي‌خواست! زن جوان حسابي عصباني شده بود.

در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلي‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب ديد که جعبه بيسکوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

خيلي شرمنده شد! از خودش بدش آمد ... يادش رفته بود که بيسکوئيتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد بيسکوئيت‌هايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و برآشفته شده باشد! 
 

 

تا كي دوستيم؟؟؟؟؟

من یه شکلات گذاشتم توی دستش..اونم یه شکلات گذاشت توی دستم
.من بچه بودم...اونم بچه بود
.سرمو بالا کردم ..سرشو بالا کرد

دید که منو میشناسه.خندیدم گفت: دوستیم؟
...گفتم: دوست دوست

گفت: تا کجا؟
!گفتم: دوستی که تا نداره
!گفت :تا مرگ
!!!خندیدم و گفتم: تا نداره
!!!!گفت: باشه! تا پس از مرگ
!گفتم: نه! تا نداره
گفت: قبول! تا اونجاییکه همه دوباره زنده میشن..یعنی تا زندگی بعد از مرگ باز هم با هم دوستیم..تا بهشت..تا جهنم..تا هر جا که باشه من و تو با هم دوستیم

خندیدم . گفتم: تو براش تا هر کجا که دلت میخواد یه تا بذار! اصلا یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا! اما من اصلا تا نمیذارم!

!!! دوستی تا نداره
نگام کرد..نگاش کردم. باور نمیکرد..
میدونستم... اون میخواست حتما دوستیمون تا داشته باشه. دوستی بدون تا رو نمیفهمید

.گفت :بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم
.گفتم: باشه. تو بذار
گفت: شکلات! هر بار که همدیگر رو می بینیم یه شکلات مال تو ..یکی مال من! باشه؟
!گفتم: باشه
هر بار یه شکلات میذاشتم توی دستش اونم یه شکلات توی دست من. باز همدیگه رو نگاه میکردیم...یعنی که دوستیم! دوست دوست
من تندی شکلاتم رو باز میکردم و میذاشتم توی دهنم و تند تند اونو میخوردم.
میگفت ای شکمو! تو دوست شکمویی هستی! و شکلاتش رو میذاشت توی صندوق کوچولوی قشنگ.
میگفتم بخورش! میگفت نه! تموم میشه!میخوام تموم نشه! میخوام برای همیشه بمونه.
صندوقش پر از شکلات شده بود و هیچ کدومش رو نمیخورد.من همش رو خورده بودم. گفتم اگه یه روز شکلاتهاتو مورچه ها بخورن یا کرمها..اون وقت چی کار میکنی؟ گفت مواظبشون هستم. میگفت میخوام نگهشون دارم تا موقعیکه دوست هستیم...و من شکلات و میذاشتم توی دهنم و میگفتم نه! نه! تا نداره!! دوستی که تا نداره!

یه سال..دو سال..چهار سال..هفت سال...ده سال..بیست سال...شده که گذشته.
حالا اون بزرگ شده و منم بزرگ شدم. من همه ی شکلاتهای خودم و خوردم..اون اما همه ی شکلاتهاشو نگه داشته.
حالا اومده امشب که خدافظی کنه. میخواد بره.. بره اون دور دورا...میگه میرم اما زود برمیگردم! من میدونم ..میره و برنمیگرده...
یادش رفت شکلات رو به من بده. من اما یادم نرفت. یه شکلات گذاشتم کف دستش گفتم این برای خوردن..یه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش گفتم اینم آخرین شکلات برای صندوق کوچولوت! یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتهاش! هر دو تا رو خورد! خندیدم..
میدونستم دوستی من تا نداره...
میدونستم دوستی اون تا داره.. مثل همیشه!
خوب شد همه ی شکلاتهام رو خورده ام ...اما اون هیچکدومش رو نخورد..

صافی

شخصي نزد همسايه اش رفت و گفت: گوش کن! مي خواهم چيزي برايت تعريف کنم. دوستي به تازگي در مورد تو مي گفت.... همسايه حرف او را قطع کرد و گفت: - قبل از اينکه تعريف کني، بگو آيا حرفت را از ميان سه صافي گذرانده اي يانه؟ - کدام سه صافي؟ - اول از ميان صافي واقعيت. آيامطمئني چيزي که تعريف مي کني واقعيت دارد؟ -نه. من فقط آن را شنيده ام. شخصي آن را برايم تعريف کرده است. - سري تکان داد و گفت: پس حتما آن را از ميان صافي دوم يعني خوشحالی گذرانده اي. مسلما چيزي که مي خواهي تعريف کني، حتي اگر واقعيت نداشته باشد، باعث خوشحالي ام مي شود. - دوست عزيز، فکر نکنم تو را خوشحال کند. - بسيار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمي کند، حتما از صافي سوم، يعني فايده، رد شده است. آيا چيزي که مي خواهي تعريف کني، برايم مفيد است و به دردم مي خورد؟ - نه، به هيچ وجه! همسايه گفت: پس اگر اين حرف، نه واقعيت دارد، نه خوشحال کننده است و نه مفيد، آن را پيش خود نگهدار و سعي کن خودت هم زود فراموشش کني


ماه من غصه چرا؟؟؟؟؟

" ماه من غصه چرا ؟؟؟ آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد یا زمینی را که، دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست ماه من غصه چرا؟؟ تو مرا داری و من هر شب و روز، آرزویم همه خوشبختی توست ماه من، دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن کار آنهایی نیست که خدا را دارند ماه من، غم و اندوه اگر هم روزی، مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست هنوز او همانیست که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد او همانیست که هر لحظه دلش میخواهد همه زندگی ام، غرق شادی باشد ماه من... غصه اگر هست بگو تا باشد معنی خوشبختی، بودن اندوه است اینهمه غصه و غم، اینهمه شادی و شور چه بخواهی و چه نه ،میوه یک باغند همه را با هم و با عشق بچین، ولی از یاد مبر پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی می خواند که خدا هست خدا هست خدا هست هنوز "

دو فرشته

دو فرشته ى مسافر، براي گذراندن شب، در خانه يک خانواده ثروتمند فرود آمدند. اين خانواده رفتار نامناسبي داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند، بلکه زيرزمينِ سردِ خانه را در اختيار آنها گذاشتند. فرشته ى پير در ديوار زير زمين شکافي ديد و آن را تعمير کرد. وقتي که فرشته جوان از او پرسيد چرا چنين کاري کرده، او پاسخ داد:" همه امور بدان گونه که مي نمايند نيستند."

شب بعد، اين دو فرشته به منزل يک خانواده ى فقير ولي بسيار مهمان نواز رفتند.بعد از خوردن غذايي مختصر، زن و مرد فقير، رختخواب خود را در اختيار دو فرشته گذاشتند. صبح روز بعد فرشتگان، زن و مرد فقير را گريان ديدند. گاو آنها که شيرش تنها وسيله گذران زندگيشان بود، در مزرعه مرده بود. فرشته جوان عصباني شد و از فرشته پير پرسيد:" چرا گذاشتي چنين اتفاقي بيفتد؟ خانواده قبلي همه چيز داشتند و با اين حال تو کمکشان کردي، اما اين خانواده دارايي اندکي دارند و تو گذاشتي که گاوشان هم بميرد." فرشته پير پاسخ داد:"وقتي در زير زمين آن خانواده ثروتمند بوديم، ديدم که در شکاف ديوار کيسه اي طلا وجود دارد. از آنجا که آنان بسيار حريص و بد دل بودند، شکاف را بستم و طلاها را از ديدشان مخفي کردم. ديشب وقتي در رختخواب زن و مرد فقير خوابيده بوديم، فرشته مرگ براي گرفتن جان زن فقير آمد و من به جايش آن گاو را به او دادم. همه امور بدان گونه که مي نمايند نيستند و ما گاهي اوقات، خيلي دير به اين نکته پي مي بريم.

فاجعه

یک فاجعه ی بزرگ.....

سوالات کنکور 91 که در تاریخ 20/3/91 توسط 320 نفر از استادان مطرح طرح شده بود توسط سارقان فرهنگی به سرقت رفت!

این خبر ساعت 4 صبح روز 22/3/91 توسط خبرنگاری خوش ذوق به مدت 3 دقیقه و 23 ثانیه برروی سایت های فارس،مهر و ایسنا قرار گرفت.بعد از این اتفاق خبرنگاری که این خبررو روی سایت های مطرح قرار داد 40 میلیون تومان جریمه شد و مجوز خبرنگاری از او گرفته شد.

جالب است بدانید مسئولان برگزاری برای از بین نرفتن امید شرکت کنندگان این خبر رو فوری از روی سایت ها برداشتند اما تمام این اتفاق رو با جزئیات به خبرنگاران توضیح دادند!!!!

با این اتفاق امکان تغییر سوالات وجود دارد و اگر این اتفاق بیوفتد کنکور 2 روز عقب خواهد افتاد.

گفتنی است سوالات کنکور 83 و 79 هم دزدیده شده بود!

اقوام ایرانی را مسخره نکنیم

در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم
شرم خندیدن، به مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم.
کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...
با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم.
رخشان بنی اعتماد
 
 
 یک روز یه ترکه
 
اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم



یه روز یه رشتیه..


اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد



یه روز یه لره...


اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد



یه روز یه قزوینی یه...


به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد




یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم
این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند
پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه
آنقدر اين پیام را
بخوانيم تا عادتهاي قجري و تازی در خنديدن به
هموطن( آنكه در ديده ما جا دارد ) در ما بميرد
و با هم يكي باشيم
مثل هميشه،
مثل زمانهاي سختي و مثل زمانهاي جشن و افتخار

آدمایی که......

یه آدمایی هستن که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میدن...
هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن خوبم..
وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا میگرده,
راهشون رو کج میکنن از یه طرف دیگه میرن که اون نپره...
...
همینایی که تو سرما اگه یخ هم بزنن، دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون...
اونایی که تو تلفن یهویی ساکت میشن
اینایی که همیشه میخندن
اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی خوردن میدن
همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن
اینا فرشتن ...
تو رو خدا اگه باهاشون میرید تو رابطه، اذیتشون نکنین ...
تنهاشونم نزارین؛ داغون میشن ...

باران

باز باران بی ترانه

باز باران با تمام بی کسی های شبانه

می خورد بر مرد تنها

می چکد بر فرش خانه

باز می اید صدای چک چک غم…

باز ماتم

من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده

نمی دانم…

نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست؟

نمی فهمم, چرا مردم نمی فهمند

که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد

کجای ذلتش زیباست؟

نمی فهمم..کجای اشک یک بابا

که سقفی از گل و اهن به زور چکمه ی باران

به روی همسر و پروانه های مرده اش ارام باریده

کجایش بوی عشق وعاشقی دارد؟

نمی دانم..نمی دانم چرا مردم نمی دانند

که باران, عشق تنها نیست

صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست

کجای مرگ ما زیباست…نمی فهمم!

یاد ارم, روز باران را

یاد ارم مادرم در کنج باران مرد

کودکی ده ساله بودم

می دویدم زیر باران..از برای نان

مادرم افتاد

مادرم در کوچه های پست شهر ارام جان می داد

فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود

نمی دانم

کجای این لجن زیباست؟

بشنو از من, کودک من

پیش چشمم, مرد فردا

که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالادست

و ان باران که عشق دارد …فقط جاریست برای عاشقان مست

و باران من و تو درد و غم دارد

خدا هم خوب می داند که

این عدل زمینی ,عدل کم دارد …

جه رنگی هستید

تعیین شخصیت با استفاده از تاریخ تولد

روان شناسی رنگ ها

در صورتی كه تاریخ تولد شما اول فروردین ماه باشد: رنگ شما سیاه است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین دوم فروردین تا 11 فروردین باشد: رنگ شما ارغوانی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 12 تا 21 فروردین باشد: رنگ شما سرمه ای است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 22 فروردین تا 31 فروردین باشد: رنگ شما نقره ای است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین یكم اردیبهشت تا 10 اردیبهشت باشد: رنگ شما سفید است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 11 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت: باشد: رنگ شما آبی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 25 اردیبهشت تا سوم خرداد باشد: رنگ شما طلایی رنگ است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 4 خرداد تا 13 خرداد باشد: رنگ شما شیری رنگ است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد: رنگ شما خاكستری است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 24 خرداد تا دوم تیر ماه باشد: رنگ شما خرمایی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما سوم تیر ماه باشد: رنگ شما خاكستری است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 4 تیر ماه تا 13 تیر ماه باشد: رنگ شما قرمز است.

روان شناسی رنگ ها

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 14 تیر ماه تا 23 تیر ماه باشد: رنگ شما نارنجی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 24 تیر ماه تا سوم مرداد ماه باشد: رنگ شما زرد است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد: رنگ شما صورتی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 14 مرداد تا 22 مرداد باشد: رنگ شما آبی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 23 مرداد تا یكم شهریور باشد: رنگ شما سبز است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 2 شهریور تا 11 شهریور باشد: رنگ شما قهوه ای است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 12 شهریور تا 21 شهریور باشد: رنگ شما كبود رنگ است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 22 شهریور تا 31 شهریور باشد: رنگ شما لیمویی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما یكم مهر ماه باشد: رنگ شما زیتونی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 2 مهر تا 11 مهر ماه باشد: رنگ شما ارغوانی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 12 مهر تا 21 مهر ماه باشد: رنگ شما سرمه ای است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 22 مهر ماه تا یكم آبان ماه باشد: رنگ شما نقره ای است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 2 آبان تا 20 آبان ماه باشد: رنگ شما سفید است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 21 آبان ماه تا 30 آبان ماه باشد: رنگ شما طلایی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین یكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد: رنگ شما شیری است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد: رنگ شما خاكستری است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 21 آذر تا 30 آذر باشد: رنگ شما خرمایی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما اول دی ماه باشد: رنگ شما نیلی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین دوم دی ماه تا 11 دی ماه باشد: رنگ شما قرمز است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 12 دی ماه تا21 دی ماه باشد: رنگ شما نارنجی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 22 دی ماه تا 4 بهمن ماه باشد: رنگ شما زرد است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد: رنگ شما صورتی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد: رنگ شما آبی است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد: رنگ شما سبز است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد: رنگ شما قهوه ای است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 10 اسفند تا 20 اسفند باشد: رنگ شما كبودی رنگ است.

در صورتی كه تاریخ تولد شما بین 21 اسفند تا 29 اسفند باشد: رنگ شما لیمویی است.

روان شناسی رنگ ها

قرمز

با نمك و دوست داشتنی، مشكل پسند و این طور به نظر می رسد كه مورد محبت نیز قرار می گیرید. با روحیه و بشاش اما در همان زمان می توانید بد اخلاق هم شوید، قادرید با مردم بسیار خوب و با ملاطفت برخورد كنید و این همان محبتی است كه می تواند در راهی كه در پیش دارید همراه تان باشد. آدم هایی را كه راحت صحبت می كنند دوست دارید این آدم ها باعث می شوند احساس راحتی بیشتری داشته باشید.

شیری رنگ

اهل رقابت و بازی دوست. دوست ندارد ببازد ولی همیشه بشاش است. شما قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون بگذرانید، با دقت همسرتان را انتخاب می كنید و به سادگی به کسی دل نمی بندید اما وقتی او را یافتید تا مدت های طولانی دوستش خواهید داشت.

روان شناسی رنگ ها

نیلی

شما بیشتر متوجه نگاه تان هستید و استانداردهای بالایی در انتخاب دارید. هر راه حلی را با دقت و تفكر انتخاب می كنید و بسیار به ندرت مرتكب اشتباه می شوید. دوست دارید رهبر باشید و به راحتی می توانید دوستان جدید پیدا كنید.

خاكستری

جذاب و فعال هستید، شما هرگز احساس تان را پنهان نمی كنید و هر آنچه را كه درون تان است آشكار می سازید. اما ضمناً می توانید خودخواه هم باشید. می خواهید مورد توجه باشید و نمی خواهید به طور نابرابر با شما برخورد شود. می توانید روز مردم را روشن كنید. شما می دانید در زمان مناسب چه بگویید و خوش اخلاق هستید.

سبز

خیلی خوب با افراد تازه كنار می آیید. در واقع آدم خجالتی ای نیستی اما گاهی اوقات با كلمات تان به عواطف مردم آسیب می رسانید. دوست دارید تا مورد توجه و علاقه كسی باشید كه دوستش دارید ولی اغلب تنها هستید و به انتظار فرد مورد نظرتان می مانید.

طلایی

شما می دانید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. آدم بشاشی هستید و زیاد بیرون می روید. بسیار سخت می توانید فرد مورد نظرتان را پیدا كنید اما وقتی او را یافتید تا سالیان متمادی مانند روز اول به او وفادار می مانید.

صورتی

شما همواره در تلاش هستید تا در هر چیزی بهترین باشید و دوست دارید به سایرین كمك كنید. اما به سادگی قانع نمی شوید. دارای افكاری منفی هستید و در جستجوی عشقی شورانگیز مانند آنچه در قصه هاست هستید.

زرد

شما شیرین زبان و بسیار جذاب هستید. مورد اعتماد بسیاری از مردم بوده و دارای رهبریتی قوی در ارتباط تان هستید. شما می توانید خوب تصمیم بگیرید و انتخاب درستی در زمان مناسب می گیرید.

خرمایی

باهوش هستید و می دانید چه چیزی درست است. می خواهید همه چیز را مطابق با میل خود كنید كه گاهی می تواند به دلیل عدم توجه به نظر دیگران مشكل ساز باشد، اما در مورد عشق صبور هستید. وقتی همسر مورد نظرتان را یافتید برایتان دشوار است او را فراموش کنید.

نارنجی

در مقابل اعمال تان مسئولیت پذیر هستید، می دانید چگونه با مردم رفتار كنید. همواره اهدافی برای دستیابی به آنها

دارید و حقیقتاً برای رسیدن به آنها تلاش می كنید، فردی آماده رقابت هستید. دوستان تان برایت بسیار مهم هستند و

قدر آنچه را كه دارید می دانید، گاهی اوقات واكنش تان زیادی شدید است و علت آن نیز احساساتی بودن تان است.

ارغوانی

اسرار آمیز هستید، به هیچ وجه خودخواه نیستید ، زود و آسان نظرتان جلب می شود. روزتان با توجه به خلق تان می تواند غمگین یا خوش باشد. بین دوستان محبوب هستید اما می توانید دست به عمل نادرستی نیز بزنید، به سادگی امور را فراموش می كنید. به دنبال شخصی هستید كه قابل اعتماد باشد.

روان شناسی رنگ ها

لیمویی

آرام هستید، اما به سادگی عصبانی می شوید. به آسانی حسادت می ورزید و در مورد چیزهای كوچك اعتراض می كنید، نمی توانید به یك كار بچسبید اما دارای شخصیتی هستید كه اعتماد و علاقه همه را جلب می كند.

نقره ای

خیال پرداز و خوش زبان هستید، دوست دارید چیزهای جدید را بیازمایید و به خودسازی علاقه دارید. به سادگی می آموزید، به راحتی می توان با شما صحبت كرد و نصایح خوبی می دهید. وقتی موضوع دوستی است متوجه می شوید نمی توان به كسی اعتماد كرد، اما وقتی دوستان واقعی خود را یافتید تا پایان عمر به آنها اعتماد می كنید.

سیاه

شما یك مبارز و دارای انگیزه هستید. اما تغییر در زندگی را نمی پسندید. زمانی كه تصمیمی گرفتید، روی تصمیم تان تا مدت ها پای می فشارید. زندگی زناشویی شما نیز توأم با مبارزه است و مثل همه نیست.

زیتونی

شما دارای قلبی پاک و خونگرم هستید. همراه خوبی برای فامیل و دوستان هستید. خشونت را نمی پسندید و می دانید چه چیزی درست است. شما مهربان و بشاش هستید اما به سادگی به مردم حسادت نورزید.

قهوه ای

فعال و ورزشكارید، برای دیگران مشكل است كه به شما نزدیك شوند. زمانی كه متوجه می شوید نمی توانید به چیزی كه می خواهید دست یابید،‌ به سادگی تسلیم شده آن را رها می كنید.

روان شناسی رنگ ها

آبی

اعتماد به نفس كمی دارید و خیلی ایراد می گیرید. هنرمند و عاشق طبیعت هستید، اما کمتر به فکر سفر و گردش می افتید. شما فرد احساساتی هستید، زیرا در این مورد از مغزتان فرمان می گیرید نه از قلب تان.

سرمه ای

شما جذاب و عاشق زندگی خود هستید، نسبت به همه چیز دارای احساسی قوی و خیلی زود گیج می شوید. زمانی كه از دست شخص یا اشخاصی عصبانی می شوید برایتان مشكل است آنها را ببخشید.

سفید

شما آرزو و اهدافی در زندگی دارید زود حسادت می ورزید نسبت به دیگران متفاوت و گاهی اوقات عجیب هستید اما همه این حالت شما را دوست دارند.

كبود

احساسات شما به سادگی و ناگهانی تغییر می كند اغلب تنها هستید، مسافرت را دوست دارید. انسان صادقی هستید ولی حرف مردم را زود باور می كنید. یافتن عشق برای شما سخت است و گمگشته عشق هستید. 

چه جالب

داوینچی همزمان با یك دست می نوشت و با یك دست نقاشی می كرد !

 2- هیتلر از مكان های بسته وحشت داشت ! 

3-مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند !

4- هر انسان تا 8 دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !

5- اغلب مارها 6 ردیف دندان دارند !

6- وقتی به خورشید نگاه می كنید 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می كنید !

 7- قلب میگو در سر آن واقع است !

8- ظروف پلاستیكی تقریبا 50 هزار سال در برابر تجزیه مقاومند !

9- حدود 250 نفر از محققان ناسا ایرانی هستند و رئیس كامپیوتر ناسا یك ایرانی است !

 10- دانشمندان دریافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می كشند !

11- حس بویایی مورچه با سگ برابری می كند !

12- آیا می دانستید تصمیم بر این بود كه كوكا كولا به عنوان دارو استفاده شود !

13- با 30 گرم طلا می توان نخی به طول 81 كیلومتر درست كرد !

14- فنلاند از 170 هزار و 585 جزیره تشكیل شده است !

15- زمین در آغاز پیدایش 2000 بار بزرگتر از حجم كنونی اش بود !

16- در زبان عربی برای كلمه شمشیر 850 واژه مختلف وجود دارد !

17- گرانترین كفش دنیا 1 میلیارد و 700 میلیون تومان است !

18-برای تخمین زدن حشره های روی زمین كافیست به ازای هر انسان 200 میلیون حشره ریز و درشت در نظر بگیریم !

19- كوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود آن را پیدا می كند !

20- فیل تنها حیوانی است كه نمی تواند بپرد !

21- قلب وال در هر دقیقه فقط 9 بار می زند !

22- ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر هستند حتی ثروتمندتر از ملكه الیزابت !

23- در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاندنو 44 میلیون راس اعلام شد در حالی كه جمعیت این كشور 4 میلیون نفر بود !

24- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !

25- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !

26- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید !

 27- 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است !

28- چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند !

 29- آب دریا بهترین ماسك صورت است !

30- سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت